بازی پوتین با کارت سوریه؛ برنده و بازنده کیست؟

روزنامه اسرائیلی هاآرتص در تحلیلی نوشت: رژیمهای تهران و دمشق گروگان اهداف ژئوپلتیک پوتین شده اند و ورود پوتين به سوريه ممکن است به زيان رژیم ايران تمام شود.

این روزنامه نوشت: مسکو و تهران در جنگ برای حفظ کردن قدرت اسد، متحد هم دیده می شوند، اما تصمیم روسیه برای بازی کردن نقش بزرگتری در سوریه، ممکن است به زیان حکومت ایران تمام شود. با در نظر گرفتن این مسئله، اظهارات اخیر روحانی در دیدار با سردبیران ارشد خبرگزاری ها که روز جمعه در نیویورک صورت گرفت، نباید تعجب برانگیز باشد. وی گفت: من در جنگ با ترویسم در سوریه، ائتلافی بین ایران و روسیه نمی بینم.

سخنان روحانی کاملا متناقض با گزارش های هفته های اخیر به نظر می رسید، گزارش هایی که حاکی از آن است مسکو و تهران بر سر استقرار نیروهای روسی در لاذقیه سوریه، کاملا باهم هماهنگ هستند.

البته نمی توان اظهارات پوتین و تهران را آنگونه که هست باور کرد. به رغم گزارش ها از سفر قاسم سلیمانی فرمانده نیروهای قدس به مسکو و اینکه روسیه و رژیم ایران، از طریق بغداد، سرگرم هماهنگ کردن اقدامات خود در سوریه هستند، گزارش خبرنگاران غربی مستقر در تهران و دمشق حاکی از آن است که مانورهای اخیر روسیه، حاکمیت ایران را غافلگیر کرده است.

تا کنون روسیه و رژیم ایران متحد تلقی شده اند، متحدانی که در هدف حفظ کردن اسد، باهم مشترک هستند. هر دو تسلیحات و اعتبارات مختلفی را در اختیار رژیم سوریه قرار داده اند و روسیه از چتر دیپلماتیک خود در شورای امنیت سازمان ملل نیز استفاده کرده و مانع از تصویب قطعنامه های ضد اسد شده است.

رژیم ایران از طریق حزب الله و دیگر شبه نظامیان شیعه، نیروی رزمی را در اختیار ارتش سوریه قرار داده است. ورود ناگهانی نیروهای روسیه، موجب شده است تهران از یک حامی دور به یک مشارکت کننده فعال در این عرصه تبدیل شود و از نفوذ بسیار بیشتری در این کشور برخوردار شود. این شیوه عملکرد روسیه، نفع آن را در حفظ رژیم دمشق، کاملا عیان ساخت.

برای مقامات جمهوری اسلامی، حفظ سوریه در محور شیعه به عنوان پل ارتباطی با حزب الله -گماشته تهران در لبنان- تقریبا یک نیاز حیاتی است. رژیم ایران بدون سوریه، نفوذ منطقه ای و توانایی خود را برای کنترل آنچه در لبنان می گذرد، از دست رفته می بیند. اما برای پوتین، اینکه اسد به حال خود رها شود تا سرنوشتش معین شود، در بدترین حالت موجب آسیب دیدن وجهه کرملین می شود.

تصمیم روسیه برای بهره گیری از فرصت ایجاد شده و سرمایه گذاری منابع خود در سوریه، تحت تاثیر خلاء ایجاد شده از انفعال آمریکا در خاورمیانه، است. پوتین همچنین سعی می کند از این راه به اهرمی دست یابد تا جایگاه از دست رفته بین المللی کشورش به دنبال حمله به اوکراین را احیا کند. منافع رژیمهای ایران و سوریه اکنون گروگان اهداف ژئوپلیتیکی پوتین شده است.

رئیس جمهور روسیه برای مثال می تواند -همانطور که در دیدار هفته گذشته خود با نخست وزیر اسرائیل ظاهرا موافقت کرد- تصمیم بگیرد اقداماتش را با اسرائیل نیز هماهنگ کند و به نیروی هوایی اسرائیل اجازه دهد به پرواز بر فراز سوریه برای حمله به کاروان های حامل اسلحه برای حزب الله ادامه دهند.

پوتین با رضایت اروپا و آمریکا می تواند به عنوان همکاری با اعضای مخالفان از جمله آنهایی که مخالف دخالت رژیم ایران در سوریه هستند، زمینه روشن شدن سرنوشت اسد از طریق انتخابات را فراهم کند. پوتین ممکن است به این نتیجه برسد که برای روسیه بهتر است رقبای سنی رژیم ایران یعنی عربستان سعودی و مصر را در راه حل آتی این جنگ داخلی دخالت بدهد. علاوه بر این، او در هر مرحله ای ممکن است همچنین به این نتیجه برسد بهتر است نیروهای روسی را با جنگ افزارهایشان به خانه بازگرداند.

برخلاف حمایت روسیه از جدایی طلبان اوکراین، گرجستان و مولداوی، این کشور در حلب و حمص، هیچ منفعت ارضی ندارد. در صورت شکل گیری معامله ای که در آن روسیه همراهی غرب را با بخشی از مطالباتش در نواحی تحت نفوذ شوروی سابق در ازای همکاری در یافتن یک راه بلندمدت برای سوریه، به دست آورد، پوتین در نادیده گرفتن رژیم ایران، درنگ نخواهد کرد.

نکته دیگری که در روابط میان روسیه و رژیم ایران قابل بررسی است، نظری است که هزاران آواره سوریه که راهی اروپا هستند، به آنها دارند. در بین کسانی که از سوریه می گریزند، شمار زیادی از حامیان اسد نیز حضور دارند. آنها می گویند حتی اگر رژیم اسد پابرجا بماند، به یکی از اقمار حکومت ایران تبدیل می شود و سوریه کشوری خواهد بود که تحت حاکمیت یک دولت اسلامی قرار می گیرد و این امر برای سکولارهای سوری مطلوب نیست.

ورود روسیه به منطقه، این دورنما را در مناطقی در سوریه که هنوز تحت کنترل اسد هستند، تقویت می کند که هر کس جایگزین او شود، ممکن است نهایتا تحت نفوذ روسیه باشد و این کشور به یکی از استان های ایران شیعه تبدیل نشود. از نظر غرب هیچ یک از این گزینه ها پذیرفتنی نیست اما برای بسیاری از سوری ها، گزینه اول به دوم ترجیح دارد.

Share