تاسيس بنياد فرهنگ و ادب آزربايجان ، يا تخريب بنيان فرهنگ و ادب آزربايحان ؟ ­ شريفه جعفری

Sharife_jafari

همانطور که می دانيم زبان مادری يا زبان اول هر کودک بخشی از هويت شخصی ، اجتماعی و فرهنگی آن کودک محسوب می گردد ، چرا که کودک در شکم مادر ، صدا ، سخن ، لحن و احساسات مادر و اطرافيان را حس کرده و ناخودآگاه همراه با رشد جسمی هّويت وی نيز در جان و روان کودک نقش می بندد ، وکودکانی که با زبان مادری شروع به آموزش می کنند بدون شک در يادگيری ،عملکرد و الگوهای اجتماعی موفق تر خواهند بود ، جدای از نظريه ی روانشناسی تمامی افرادی که زير سلطه و سيطره ی زبانی غير از زبان مادری خود قرار می گيرند و بالاجبار زبان بيگانه را بعنوان زبان اول می پذيرند متحمل ناعدالتی های مضاعف ، استرس های روحی و روانی ،ترس از عقب ماندن از ديگران اهانت و تحقير و نهايت،بهترين دوران يادگيری خود را متضرر خواسته ی ديگران می گردند ،و بدين گونه گاهی ناخواسته فرد دوگانگی را در شخصيت فردی خويش به يدک می کشد ، با وجود داشتن هوش بالا شخصيت خجالتی و گونه ای بی اعتمادی نسبت به تواناييهای خود، در خود پيدا می کند. با گذشت سالها و آگاهی مردم از اهميت زبان مادری مردم آزربايجان نيز شروع به مطالبه حقوق قانونی خود و درخواست تحصيل به زبان مادری و عملی شدن اصل 15 قانون اساسی شدند، که اين خواسته ها با توجه به اکثريتی بودن تورک زبانان در ايران بر مذاق کرسی نشينان پانفارس خوش نيامده که نه تنها به درخواست مردم تن ندادند بلکه با تمامی امکانات ممکنه شروع به سرکوب وتهديد و آزار و اذيت مطالبه کنندگان نمودند و جهت از بين بردن اين باورها و خواسته ها و انحراف ساختن افکار افراد، هزاران طرح و برنامه ريزی در دستور کار قرار گرفت. با توجه به مشاهدات و تجربياتی که بنده به عنوان يک ناشر کتاب که لاجرم ارتباط مستقيمی با گردانندگان اين مجموعه به اصطلاح مجموعه فرهنگی و آموزشی ايران و آزربايجان داشتم ،که نگاه مغرضانه مسئولين حراستی تک تک اين سازمانها نسبت به زبان و هويت تورکی در اين سازمانها حاکم بود را به وضوح ديده و لمس می کردم ، از هر راه ممکن برای جلوگيری از چاپ و نشر و ماهيت زبان تورکی اقدام می کردند از آزار و اذيت ناشران و نويسندگان ، در آوردن قانونهای متفاوت و من در آوردی برای سانسور کتابهای تورکی، ترساندن فروشندگان کتابها و مجله های تورکی ، و .. که اگر می توانستند بدون شک دستور کاملا لغو و يا حتی همچون حکومت قبلی دستور سوزاندن کتابهای تورکی را می دادند . من از توضيح بسياری از اين حقيقتها می گذرم تا هم مقاله طولانی نگردد و هم به اصل مطلب يعنی “بنياد فرهنگ و ادب ” بتوانيم اشاره داشته باشيم. اما پس از سفر روحانی به تبريز که حداقل انتظار می رفت کاری هر چند کوچک به نفع مردم آزربايجان صورت گيرد اقدامی کاملا بر عکس يعنی به ضرر مردم آزربايحان انجام شد. “بنياد فرهنگ و ادب آزربايجان “، که نهايتا” لپ مطلب” يا اصل مطلب از زبان مجری برنامه های دولت جمهوری اسلامی در مرکز استان آزربايجان شرقی گفته شد ، زبان معيار زبان تورکی نخواهد بود. شايد بسياری از مردم منظور مدير ارشاد را نفهميده باشند اصلا زبان معيار يعنی چه ؟ مگر برای يک زبان با قواعد و گرامر مشخص معيار ديگری می توان ايجاد کرد ؟ ! ابتدا با يک مثال توضيح می دهم که بله ، قبلا نيز اين سياست در چهارچوب صدور مجوز برای کتابهای تورکی در حال اجرا بود ، امروز در صدد مشروعيت بخشيدن به اين سياست در قالبی گسترده تر و منسجم تر در همه امور مربوط به مسائل فرهنگی آزربايجان جنوبی و حتی در اين مرکز طرحهای دخالت در بخش فرهنگی آزربايحان شمالی را بيش از پيش عملی سازند که سايت آذريها به اجرای اين سياست در قالب “بنياد” به وضوح اشاره کرده است ، بنده امروز در دستم ده ها اصلاحيه دارم که برای کتابهای تورکی از وزارت ارشاد صادر شده بود ، بلااستثناء در همه اين اصلاحيه ها اين نوشته موجود است: “رسم الخط فارسی برای تمام کلمات کتاب رعايت شود ، شکل نوشتاری کلمه ها ، مطابق با رسم الخط فارسی امروز رعايت شود.” در اين قوانين تا حد ممکن کتاب تورکی را از قواعد و گرامر زبان تورکی منحرف و با کلمات فارسی و نگارش زبان فارسی خواننده علاقمند به زبان تورکی را سردرگم ، خسته کرده و از ياد گيری کلمات اصيل جلوگيری می کنند ، چنانجه مدتی نام اين سياست را” يکسان سازی” گذاشته بودند، به عنوان مثال وقتی در کتاب کلمه “اونودموشام” بود او را با “فراموش ائله ميشم” عوض می کرديم و يا “اينسان” را بايد “انسان” ، “هجر” را “هاجر” می نوشتيم بدون در نظر گرفتن اوزان و قواعد آن ، و اينگونه کتاب با معيار زبان فارسی در ظاهر بصورت کتاب تورکی می توانست مجوز چاپ دريافت کند. و جالب اينکه اين افکار نه تنها در بين مسئولين ارشاد ، بلکه در اکثريت سازمانها که با فرهنگ و هنر رابطه داشت حاکم بود باز برای شاهد مثال ، بنده پس از اينکه اعلام کردند مجوز انتشارات تعليق خورده است و اصرار می کردند من بايد رضايت کميته فرهنگی اداره ارشاد تبريز ، مدير کل اداره ارشاد تبريز و حراست اداره ارشاد تبريز را جلب کنم که داخل پارانتز ” اين يک دروغ بود و قصد شکستن ، خسته کردن مرا با بازی کثيفشان داشته اند که بعدها مشخص شد مجوز در تهران بدون اطلاع من از همان زمان لغو شده بوده است ، که باز “مجالی به مسافت جاده های تهران تبريز را می طلبد، و توضيحش در اين مقال نمی گنجد “، در اين شرايط توسط شخصی به رئيس کتابخانه های ملی معرفی شدم تا شايد وی وساطت کند و مدير ارشاد آن روز”داننده” مرا بپذيرد ، که بعد از ملاقات رئيس کتابخانه ها و ميراث فرهنگی مرا به توبه فرا خواندند و از ترجمه و چاپ کتابهای شاعران آزربايجان که دشمنان اصلی ما هستد فرا خواندند و سپس پيش مدير کل فرستاندند ، در حين صحبت با مدير کل بنده در ميان سخنانم تا کلمه ” ائله دئييل ” را بکار بردم، داننده با صورتی برافروخته شروع به متهم کردن بنده به پانتورکی و به شيوه باکو صحبت کردن نمودند که چرا به جای “دويول ” گويش رايج ميانه “دئييل ” را بکار بردم که گويش باکوئی است ! من گفتم ببخشيد چون من ادبيات کار کردم کلمات با گويش ادبی وبا قاعده ی اصلی وارد مغز ناخودآگاهم شده است ! اما امروز بايد در نظر بگيريم که دفاع کنندگان از اين بنياد چه کسانی هستند ، و 41 ماده و 2 تبصره آن چيست و توسط چه کسانی به اجرا در خواهد آمد؟ “­صفی پور ” مدير اداره ارشاد آزربايحان شرقی ، که اقدام را عهد به وفای دولت و هدف اين بنياد تقويت فرهنگ اسلامی و ايرانی و زبان فارسی دانسته است ، سوابق خدمات صفی پور: سمت معاونت کتابخانه های ملی ايران – مديريت اسناد و کتابخانه های ملی فارس ، مدير عامل و رئيس هئيت مديره بنياد فارسی شناسی ، قائم مقام انجمن آثار و مفاخر فرهنگی استان فارس ، تو خود حديث مفصل بخوان… ­ ­استاندار آزربايجان شرقی که بدون شک فيلترها و آموزه های حراستی را با موفقيت عبور کرده و امروز گاهی به ميخ می کوبد گاهی به نعل برای کنترل شرايط تبريز، که اين فرد نيز اين اقدام دولت را از شايسته ترين و تاثيرگزارترين تدابير دولت می شمارد. ­ ­سايت آذری ها ؛ که هر کسی ماهيت اين افراد در اين گروه اينترنتی را به خوبی می دانند ، با تمجيد از تاسيس بنياد، از وظايف آن ترويج و تقويت زبان فارسی در مناطق آزربايجان که اذعان می دارد “آزربايجان يکی از کانون های فرهنگی ايرانی و زبان فارسی است”: ، اميدوار است با وجود اين بنياد صدها شاعر پارسی گوی را زنده ساخته و به نشر آثار و زندگی و شناساندن آن به مردم انجام شود .و همچنين با انداختن اختلال و دخالت در امور فرهنگی آزربايجان شمالی ، وبا منسجم تر کردن سياست اختلال که مستقيما اشاره می کند از وظايف بنياد مبارزه با تعرض ادبی باکو به تبريز و آزربايجان در کتابهای جمهوری باکو و آسيب رسانی به مقبره نظامی و.. ” ­داخل پارانتز چيزی که مشخص است مبارزه با اشتياق مردم آزربايحان نسبت به خواندن کتابهای تورکی و کتابهای نويسندگان آزربايجان که تاريخی و فرهنگی مشترک را در بطن خويش به همراه دارد . و با سياست دخالت در امور فرهنگی باکو و منحرف کردن افکار دانش آموزان بيشتر از قبل خواهد بود”. ­و همچنين از وظايف بنياد دفاع و تقويت از افرادی که برای دشمنی و سرکوب زبان تورکی ساخته شده اند نام می برد ، من از ميان اسامی دو نفر را به خوبی می شناسم ، ­مهری باقری ، استاد زبان شناس فارسی که فردی کاملا نژاد پرست و تا حد ممکن با ساختن کلمات و به هم زدن ريشه ی کلمات تورکی آنها را کلمه ای باستانی به خورد دانش جويان می دهد . و جواد طباطبائی که بدون شک امروز آزربايجانيها از ماهيت اين فرد بخوبی آگاهند. با همه اين مواردی که اشاره شد ، ماهيت “بنياد فرهنگ و ادب “آزربايحان در طبق اخلاص مافيای اطلاعاتی را شناختيم ، و چيزی که مشخص شد “تاسيس بنياد فرهنگ و ادب “آزربايحان نه تنها به منظور عهد به وفای روحانی بلکه اجرای يکی از هزاران سياست فرهنگ زدائی در آزربايجان و جايگزين کردن فرهنگ فارسی به صورت منسجم و گسترده مقالات / GunazTV­ تاسيس بنياد فرهنگ و ادب آزربايجان ، يا تخريب بنيان فرهنگ و ادب آزربايحان ؟ ­ شريفه جعفری 2015­06­06 http://gunaz.tv/?id=4&vmode=1&sID=2978&lang=2 2/3 و تقويت بنيان آذری ها و تربيت افراد توسط اين گروه می باشد . که روحانی با پوشاندن لباسی مدرن و عنوانی به ظاهر فرهنگی خيانت تاريخی خود را به مردم آزربايجان به اثبات رساند ، که کارت قرمز و شعارهای ملی از طرف حوانان آزربايحان تا حدی به خنثی کردن حيله دوباره روحانی سبب گرديد. با وجود همه اينها چه بايد کرد ؟، آيا بايد همچنان همه خواسته های خود را در قالب اجرای اصل 15 و آزادی زبان مادری معطوف ساخته و تنها به گرفتن اين حق قانع باشيم ؟ با توجه به اينکه نظام جمهوری اسلامی بسيار فراتر از ذهن ما تا جايی که به سرکوب تاريخ و فرهنگ نياکانمان در آن سوی آراز نيز می انديشد و افرادی قسم خورده ، با گوشت و استخوانی آميخته با اين افکار تربيت کرده در راس امورات نهاده و نيزهمچنان تربيت می نمايد؟. فرض بر اين که امروز دولت روحانی دستور آزادی زبان تورکی را بدهد ، با کدام امکانات, معلمان آموزش ديده کتابهای درسی بدون سانسور تاريخ و زبان آزربايجان بدون برنامه ريزی ، پايه ريزی و غيره چگونه انجام خواهد شد آيا به غير از فعالان ملی کسی زبان تورکی را می تواند تدريس کند؟ و آيا دولت به اين افراد به يکباره نگاه مسالمت آميزی خواهد داشت ؟ و اگر نيز بگوييم چرا نمی شود، ابتدا شروع به برنامه ريزی و تربيت و جذب معلم و دانش آموز و بعد تدريس ، که زمان بسياری را با وجود روحيه ی ضد تورکی رژيم در ميان کرسی نشينان می طلبد و هزاران سنگ ، کلوخ ، سنگ خواره بر زير پای مشتاقان ريخته خواهد شد . بنابراين بايد خواسته های خود را آگاهانه ، همراه با ابزار برنامه های قابل اجرا مطرح نماييم و برای بدست آوردن آن خسته و نااميد نگرديم. در انتها نظريات و راهکارهای دوستی اديب و ارجمندی که ضمن احترام به خواسته شان ،از بکار بردن نامشان معذور می باشم را ضميمه می سازم ،که نوشته ای بسيار ارزشمند و قابل تآمل است . ” وضعيت به گونهای پيش میرود که برای حرکت هويتطلبی فرسايشی است. اگر چه ابعاد خودآگاهی هويتی در ميان مردم بسيار بالا رفته است اما از سوی ديگر توليد و توانمندی تئوريک، و سلطه بر ارکان و نهادهای سياستگزاری فرهنگی کشور از سوی جبهه شوونيسم نيز شدت گرفته است. نزديکی تئوريک جبهه شوونيستی داخل و خارج با برخی مغزهای متفکر فرهنگی نظام در سالهای اخير، به هم افزايی بالای تئوريک عليه ترکهای ايران انجاميده است. ادامه اين روند به افزايش شدت عمل پشتوانه نظامی ـ اطلاعاتی نظام در قبال فعاليتهای قومی خواهد انجاميد. جمعيت ترکهای ايران، از اهميتی ژئوپوليتيک برخوردار است. اگر ترکها موفق به تثبيت موقعيت قانونی و استيفای حقوق ملی خود در ايران نشوند، به لحاظ فرهنگی ـ سياسی آسيای ميانه، قفقاز و بخشهای شرقی آناطولی در حوزه تهديد جبهه شوونيسم قرار خواهد گرفت. معلوم نيست دهههای بعد چه شرايطی در انتظار ترکهای ايران خواهد بود. در صورت بازگشت موج ناسيوناليستهای خارجنشين، مديريت شوونيستی بدتری بر اقوام و مليتهای غير فارس حاکم خواهد شد. امروزه هويت ترکهای ايران، از سوی نهادهای زير تحت فشار و در معرض آسيميله است: 1. نهادهای رسمی دولتی مانند آموزش و پرورش و آموزش عالی، صدا و سيما، نشريات و نهادهايی که در آنجا بايد به زبان فارسی صحبت کرد؛ 2. مراکز و نهادهای خصوصی که با مجوز رسمی به فعاليت علمی ـ پژوهشی، توليد و غيره میپردازند؛ 3. گروهها و جمعيتهای معارض با نظام که در داخل کشور از يکسو با ايدههای مذهبی نظام در ستيزند و از سوی ديگر با هويتطلبی اقوام و ملل غير فارس در جنگ؛ 4. آژانسهای رسمی بين المللی که توليد فرهنگی، خبری، و غيره را برای ايران به زبان فارسی ارائه میدهند؛ مانند شبکههای تلويزيونی، وبسايتهای خبری و غيره که وابسته به سازمانهای بين المللی، اتحاديه اروپا يا کشورهای مختلفی مانند امريکا، انگلستان، آلمان و غيره هستند؛ 5. مجموعههای فرهنگی که در خارج از کشور با نهادهای فرهنگی ايران مرتبطند و به توليد محتوای علمی، تبليغی و خبری مشغول هستند. 6. مراکز علمی مستقل خارج از کشور و شخصيتهای مرتبط با مراکز علمی وابسته به کشورهای ديگر و مراکز شرقشناسی که ظاهرا کار چندانی به سياست ندارند و پژوهشهای علمی خود را در زمينههای گوناگون از توليد دانشنامه، پژوهش در زمينه تاريخ، زبان و فرهنگ فارسی (تحت نام ايران) انجام میدهند. اين مطالعات با انتشارات علمی خود، به طور جدی فضای علمی داخل کشور (چه نهادهای رسمی و مراکز علمی وابسته به دولت و چه ديگر مراکز علمی) را به شدت تحت تأثير قرار میدهد؛ 7. جبهه اپوزيسيون فارسی خارج از ايران، که هدف آنها براندازی نظام جمهوری اسلامی است و همسو با گروههای معارض داخلی، از يکسو عليه نظام فعاليت میکند و از سوی ديگر عليه فعالان قومی. 8. نهادهای نظامی ـ امنيتی ايران که به صورت فيزيکی و تئوريک، حرکت هويتخواهی مردم را کنترل و سرکوب میکنند؛ 9. مجموعه توليدات علمی ـ فرهنگی کشورهای افغانستان و تاجيکستان و ارمنستان عليه تاريخ و هويت ترکی و آذربايجانی؛ در چنين شرايطی افزايش حجم حرکت ملی، بدون عمق تئوريک میتواند بسيار خطرناک باشد. حرکت بايد بتواند طرفداران خود را نظمی ارگانيک، مسئوليتپذير و کارآمد بخشد. موضوع سخن تشکيلات سياسی و رسمی نيست؛ منظور از اين آرايش اجتماعی، فعاليت تخصصی افراد در زمينه ملی برای آمادگی دفاع و حمله است. اين جمعها بايد با اطلاعرسانی درست و به صورت مستقل و خودجوش شکل بگيرد. حرکت بايد با استفاده از متخصصان موجود خود در زمينههای مختلف، زمينه رشد و پرورش استعدادها و آموزش کادر لازم در همه زمينهها را فراهم آورد. چه معنی دارد که اين قدرت لايزال ملی، صرفا به تودهای اعتراضی و پرکردن سکوهای باشگاهی و لايک و کلکل تبديل شود و بدون ابتکار عمل، تنها از اين و آن بخواهد که آمال و آرزوهايش را برايش برآورده کنند. دولتی که جام جم از او طلب میشود، فعلا در فکر آسيميله کردن ملت و درگير تحقق ايدههای ايدئولوژيک خود است. منظور اين است که درخواستها و اعتراضها نبايد همه توان و فکر حرکت را بگيرد؛ اکثريت توان طيف ارادهمند و بااستعداد بايد در جهت آموزش و احقاق خواستهها به کار گرفته شود. کار تخصصی مورد نياز برای حرکت هويتی ـ سياسی آذربايجان در همه زمينههای فرهنگ و علوم انسانی مورد نياز يک ملت است؛ اما در اين ميان به نظر میرسد محورهای ذيل از اولويت خاصی برخوردارند؛ اين مراکز نيازی به ساختمانهای عريض و طويل ندارند و میتوانند با استفاده از امکانات عمومی مانند کتابخانهها و مراکز، در اينترنت نمايندگی شوند. 1. بنياد مجازی تاريخ ترکان ايران و آذربايجان؛ در اين زمينه در سالهای اخير کوششهای بسياری از سوی جبهه ضد ترکی صورت گرفته است؛ محورهای پژوهش تاريخی: قدمت و سابقه تاريخی حضور ترکها در خاورميانه به ويژه ايران و آذربايجان؛ تاريخ ترکهای ايران از منظر فلسفه تاريخی؛ جنگهای تعيين کننده بين ترکها و حکومتهای منطقه؛ تاريخ سلسلههای ترک در ايران و تبيين ابعاد کاراکتر سياسی، فرهنگی و علمی آن؛ تاريخ قبايل ترک در ايران؛ تاريخ غلامحسين بيگدلی درباره ايل بيگدلی از نمونههای قابل ذکر اين نوع پژوهش است؛ تاريخ معماری سلسلههای ترک؛ 2. بنياد مجازی دايرة المعارف آذربايجان؛ در دهههای اخير فعاليت در زمينه تأليف انواع دايرة المعارفهای فارسی شدت گرفته است؛ دو اثر مفصل «دائرة المعارف بزرگ اسلامی» و «دانشنامه جهان اسلام» از مهمترين اين دائرة المعارفها هستند. میتوان با استفاده از دائرة المعارفهای بين المللی، به ويژه دائرة المعارف اسلام ترکيه، به تدوين دائرة المعارفی اينترنتی دست زد. اين دائرة المعارف، میتواند دو زبانه باشد، يعنی بخشی از مقالات به زبان ترکی و بخشی نيز به زبان فارسی باشد. ترکمنها با نيروی اندک خود کارهای خوبی در اين زمينه شروع کرده اند. 3. راهاندازی ويکی پديای ترکان ايران؛ در حالی که 12 ويکی به لهجههای گوناگون ترکی در اينترنت فعال است؛ ويکی قزاقی و ترکی از همه بيشتر است؛ در اين ميان ويکی فارسی با تجميع قدرت اقوام ايران و فارسینويسان افغانستان، بيش از همه ويکیهای ترکی مدخل دارد. ضرورت احيای ويکی ترکی علاوه بر پاسخگويی به مراجعههای روزانه مردم، نمودی از رشد هويت زبانی ترکها در کشور است. در حالی که تاکنون در ايران ويکی کردی، مازرونی و گيلکی فعال شدهاند؛ ويکی آذربايجانی اما عليرغم زحمتهای بسيار برخی فعالان، هنوز در خم کوچه ويکی مديا گير کرده است. اين مسئله مايه سرافکندگی است؛ 4. فرهنگستان مجازی زبان ترکی آذربايجانی؛ فرهنگنويسان و زباندانان برجستهای طی دهههای گذشته به تدوين لغتنامههای زبان ترکی آذربايجانی دست زدهاند. اين مرکز با همرايی جمعی گسترده از کادر علمی جهت پالايش زبان ترکی آذربايجانی و گزينش معادلها بايد فعال باشد؛ 5. مرکز مطالعات اقتصاد آذربايجان و ترکان ايران؛ 6. مرکز جمعيت، جغرافيا و آمار ترکان ايران؛ 7. انجمن مجازی گزينش و برگردان ادبيات جهانی به ويژه ويرايش ادبيات دنيای ترک به زبان آذربايجانی. 8. مرکز مجازی کتابفروشی ترکی اينترنتی و شبکه پخش و فروش کتابهای ترکی در شهرهای ايران؛ به تجربه ثابت شده است که مراکز پخش سراسری فارسی، پخش کتابهای ترکی را نمیپذيريند. ايجاد سيستمی مستقل برای پخش آثار ترکی با کتابفروشیهای مستقر، سيار، روزانه در شهرها و روستاهای ايران؛ 9. انجمن آموزش کاربردی نرمافزارهای تخصصی برای سرويسدهی به مراکز ديگر؛ 10. مرکز دوبله فيلم و کارتون؛ (هيئت گزينش فيلم، اعضای مترجمان، زيرنويس و صداگذاری و کارهای فنی توليد). 11. مرکز هنر، موسيقی و مراسم آيينی سنتی و مدرن آذربايجان؛ 12. مرکز مطالعه اسناد و نسخ خطی آذربايجان و ترکان ايران. موارد ديگر نيز وجود دارد که با کمک اهل فن و متخصصان نياز به تکميل و ايجاد دارد. کارهای عملی نيازی به های و هو ندارد. ما بايد از آسيميلهگرها ياد بگيريم که با چراغ خاموش کار کنيم. اگر ملت در راه تحقق خود و پياده کردن خواستههای خود، گامهای عملی برندارد هيچ يک از شعارها و درخواستهای ملی به حاکميت تحميل نخواهد شد”. شريفه جعفری مقالات / GunazTV­ تاسيس بنياد فرهنگ و ادب آزربايجان ، يا تخريب بنيان فرهنگ و ادب آزربايحان ؟ ­ شريفه جعفری 2015­06­06 http://gunaz.tv/?id=4&vmode=1&sID=2978&lang=2 3/3 Güney Azәrbaycan Televiziyonu ,2010­2012 © obali@gunaz.tv | 00 01 388 773 001 گوناز تی وی H.M

Share