فرزاد صمدلی – تاکتیک حسن روحانی و مشابهت آن با تاکتیک محمدرضا پهلوی

ناگهان اقای روحانی به سنندج می رود و در آنجا با تبختر و غرور می گوید که قرار است زبان کردی در دانشگاه کردستان تدریس شود و خبرگزاری ایرنا، بخشی به همین زبان راه اندازی کند.
این همزمانی و آن همزبانی با کردها مشخصا نه برای تکریم قوم کرد که برای اعلام همبستگی ظاهری سیاسی با انها است که اقای روحانی فکر می کند با این قبیل اقدامات شتابزده قادر به جلب ملت کرد خواهد شد.
درست همین تاکتیک بی تکنیک را محمدرضا شاه پهلوی گویا در هنگام سفر سوم خود به ترکیه در روز 15 ابان سال 1341 به کار بست. در ان هنگام نیز ترکیه مجبور به مبارزه با گروههای تروریست در مناطق کرد نشین شده بود. آن موقع شاه ایران با هواپیمایی که نام کردستان را بر خود داشت در فرودگاه آنکارا فرود آمد و جلوی هواپیما ایستاد و عکس گرفت تا به رسانه ها و کردهای ترکیه بگوید که کردها در ایران آنقدر آزادند که شاه ایران سوار هواپیمای کردستان می شود و به ترکیه می اید!
البته هم ترکهای عزیز، هم کردهای گرامی و هم فارسهای محترم خیلی خوب می دانند که کدام کشور آزادتر است و کدام کشور درگیر دیکتاتوری و استبداد.
بی تردید تدریس زبان کردی در دانشگاه کردستان موضوع قابل تشویقی است اما این امر در مقایسه با تدریس زبانهای محلی در افغانستان و عراق و ترکیه و پاکستان که از مدتها پیش اغاز شده نه تنها چیز مهمی نیست بلکه به سبب تاخیرش شرم آور هم هست. آنهم اینکه این دانشگاه تنها قریب به 40 دانشجو را از میان جمعیت 5 میلیونی اکراد در ایران جذب خواهد کرد.
از سوی دیگر اغاز به کار زبان کردی در خبرگزاری ایرنا، هم شایسته تحسین است و هم لایق طعنه.
نخست اینکه اغاز توجه به زبان دوم در خبرگزاری ایرنا به خودی خود امر مهمی است اما اینکه چرا این زبان انتخابی و در اصل انتصابی، زبان ترکی بعنوان زبان اکثریت جامعه نبوده و کردی است همانند تدریس زبان ارمنی خود جای اما و اگرهای بسیار دارد.
دوم اینکه باز هم در همین کشورهای همسایه شرقی و غربی ایران و بخصوص ترکیه سالها است که زبانهای دوم و سوم و چهارم رایج در ان کشورها برای خود نشریات دولتی و کانالهای دولتی رادیوئی و تلویزیونی دارند. مثلا در همین ترکیه سازمان رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه کانالهای رادیویی و تلویزیونی 24 ساعته به لهجه های استاندارد کرمانجی و زازایی از شاخه زبان کردی دارد.
از سویی دیگر در دورانی که اینترنت و ماهواره و تلفنهای موبایل جهان را به هم متصل کرده و در سایه انقلاب ارتباطاتی اش، همه کس در همه جا می توانند به زبان مادری خود متون مورد نظرشان را بخوانند و برنامه های دلخواهشان را مشاهده کنند ایا اقایان فکر نمی کنند که دارند غلو می کنند و هیاهویی کودکانه براه انداخته اند؟!
شاید هم اقای روحانی دلیلی به تدریس زبانهای مادری در ایران نمی بیند چراکه ایشان به هنگام گفتگوی تلفنی با اخویشان که رابط وی با نمایندگان ایرانی در خلال مذاکرات هسته ای در وین بوده با زبان سمنانی و یا سرخه ای صحبت می کرده که دیگران متوجه نشوند!
بنابراین از دیدگاه ایشان گویا زبان مادری در حد یک شیوه مخفی و یک وسیله مبادلات رمزی است نه بیش از ان

Share