Add Durna to your favorites
 
   |  آرشيو   ا   ادبيات  ا  اوشاق  ا  قادين   ا   رئداكتوردان      
 

فاشيزم دروني شده درايران و توهيني ديگر به ملت آذربايجان

(در خصوص توهين هاي انسان نماهاي فاشيست در بازي تراختور و پيروزي عليه  ملت آذربايجان)

 

آیتان تبریزلی (آذراوغلو)

 

aytan_tabrizli@yahoo.com 

 

در دنياي كنوني با رشد جوامع طبيعتاً هر نوع عمل فاشيستي امتيازي منفي محسوب مي گردد. فوتبال پديده اي است كه در قرن حاضر به عنوان ورزشي فراگير و حتي در برخي مواد اهدافي صلح آميزي را به دنبال  خود دارد. يكي از اين اهداف آماده سازي بستري براي رقابت هاي صلح آميز ملل مي باشد. برخي از كشورها كه ناهمگن (چند قومي) مي باشند سياستهاي مختلفي را در چگونگي رقابتهاي تيم هاي فوتبال پياده مي كنند و كشوري موفق مي باشد كه بدون تبعيض بستر رقابت سالم را فراهم سازد. نمونه هاي موفقي در دنيا وجود دارند ولي از نمونه هاي منفي اين كشورها، كشور ايران مي باشد. تبعيضات مختلف در ايران نسبت به اقوام ديگر (به نفع قوم فارس) همواره در عرصه هاي مختلف اقتصادي، سياسي، فرهنگي و ورزشي وجود داشته و دارد. با توجه به موضوع مقاله، سعي بر اين مي باشد كه يكي از لطمات ناشي از اين تبعيض و تحقير بيان گردد.

روز 5/5/1389 (سه شنبه) در استاديوم آزادي اولين بازي ليگ برتر كشور ايران (مابين تيم هاي تراختور آذربايجان (تبريز) و تيم پيروزي تهران) برگزار گرديد. اما متاسفانه طرفداران تيم پيروزي كه مي شود گفت انسان نماهايي بودند كه مانند همنوعان خويش كه  همواره توهين و تحقير را در لحظه هاي زندگي خود در ذهن خويش مي پرورانند و اظهار مي كنند، در استاديوم مذكور شروع به فحاشي به ملت تورك و آذربايجان نمودند. شعور اينها و كساني كه در ايران اين فرهنگ لجن را در درون اينها استوار ساخته اند تا آن حد پايين  (و يا اصلاً وجود نداشت) كه درك اين را نداشتند كه در يك بازي فوتبال اخلاق مهمتر از هر امر مي باشد.  حتي اگر بدترين تماشگران تيم هاي دنيا را مورد مطالعه قرار دهيم چنين اعمالي كه ناشي از بي شعوري كامل مي باشد مشاهده نمي گردد. و در بدترين توهين ها، توهين در خصوص تيم مقابل مي باشد نه توهين بي شرمانه نسبت به يك ملت!

در اين ميان، حاكميت نيز با حماقت خويش آتش اين معركه را شعله ور تر مي كند خبرگزاري هايي همچون فارس كه وابسته به حاكميت مي باشند يكطرفه و كاملاً تبعيض آميز، هواداران تراختور را محكوم نموده و هيچ سخني از توهين هاي طرفداران پيروزي -را كه خارج از محدوده فوتبال بوده - به ميان نمي آورند و يا همچنين اگر به اخبار رسانه هايي كه خود را اپوزيسيون معرفي مي نمايند (همچون بالاترين) دقت نماييم سخني از توهين هاي مذكور به آذربايجان نمي آيد اينها كه دم از ايراني و ايرانيت مي زنند و عشق به وحدت ملي دارند!! و چنين به بايكوت خبري و بعضاً حمايتهاي ناانصافانه اي از اعمال فاشيستي  دست مي زنند نبايد از خشم و خروش ملت آذربايجان ناراحت باشند و اينها به راستي كه "عشق بازاني هستند كه مستحق هجرانند". در چنين مواقعي معلوم مي شود كه ايراني بودن تنها اختصاص به كشوروندان فارس دارد.

البته بيچاره طرفداران پيروزي!! شايد مقصر نباشند! چرا كه در اين كشور قريب به 70 سال است كه تحقير و توهين به ملل و اقوام غير فارس شروع شده است و قوم پارس به صورت كذايي خود را برتر از هر قومي مي پندارد. چه ابزارها و چه امكاناتي كه در اين فرهنگ سوزي به كار كه گرفته نمي شود. در اين ميان "قوم ابزار" و "قوم قاتل" قوم فارس در نظر گرفته شده است. البته بنده توهيني به اين قوم محترم نمي نمايم و بي انصافانه به قضيه نگاه نمي كنم ولي مطمئناً اگر كجرواني در اين قوم به رشد فاشيزم و پان فارسيزم در ايران كمك مي نمايند يقيناً روشنفكراني نيز وجود دارند كه مي توانند فاشيزم دروني شده در اذهان قوم پارس را از بين برده و با رهنمودهاي خويش احترام به اقوام ديگر را دروني سازند. متاسفانه اين مورد به اندك ديده مي شود. در سايت هايي همچون "بالاترين" كه ادعاي ايراني بودن و دموكراتيك بودن را دارند حتي طرفداران تيم تراختور - كه مي شود گفت طرفداران چندين ميليوني از تركان ايران را دارا هستند-  همواره با انگ تجزيه طلبي و توهين هاي ديگر مورد خطاب قرار گرفته مي شوند. مسئولين چنين سايتهايي نبايد با آوردن كلمه هايي همچون دموكراسي، ايران براي تمامي ايرانيان و... ارزش كلمات را پايين بياورند. چرا كه اينها ياراي ديدن حقيقت را ندارند و نمي خواهند كه ببينند.

با نگاهي به سوابق اخلاقي و چگونگي برخورد و رفتار طرفداران تيم هاي مختلف در ايران، حداقل در چند سال اخير همه فوتبال دوستان و طرفداران واقعي فوتبال در ايران و حتي اقصي نقاط مختلف دنيا بر اين عقيده اند كه تيم تراختور و طرفداران آن از لحاظ كمي و اخلاقي پديده قرن به شمار مي آيد. آن هم نشات گرفته از مدنيت و فرهنگ بالاي تركها و ملت آذربايجان مي باشد. اما با اندك نگاهي به سوابق تيم هاي ديگر (همچون تيم هاي قوم ابزار)  شاهد حركتهاي وانداليستي و خشونت آميز و رفتارهاي غيراخلاقي از طرف اين تيم ها بوده ايم. در سالهاي اخير بعد از رقابت تيم هايي همچون پيروزي، طرفداران آن دست به خشونت، تخريب و ضرب و شتم هاي مختلف در استاديوم و حتي در مسيرهاي بازگشت به خانه در تهران زده اند. سال گذشته در بازي تيم هاي مس كرمان و تراختور اوج بي اخلاقي و بي شعوري طرفداران تيم مس كرمان به نمايش گذاشته شد. اين نمونه اي كوچك از رشد فزاينده پان فارسيزم در ايران بود چرا كه آنها پا را فراتر گذاشته و  چون انتظار برخورد با توهين به ملت آذربايجان را نداشتند به راحتي شعارهاي غيراخلاقي عليه ملت آذربايجان را سر مي دادند و نمونه اخير آن، در بازي پيروزي و تراختور (در تهران) صورت گرفت. قضاوت كميته انضباطي كه نمونه اي از قضاوتهاي دستگاه مثلاً قضايي ايران مي باشد محروميت دو بار از حضور براي طرفداران تيم تراختور و يك بار براي طرفدارن تيم پيروزي بود. هر چند كه ملت آذربايجان به اين احكام غيرقضايي و غيرعادلانه عادت كرده اند ولي حماقت حاكميت نيز در اينجا كاملاً مشهود است. در سال 1385 كاريكاتوري از طرف يك سخيف (مانا نيستاني) در توهين به توركها كشيده شد اما حاكميت و روشنفكران فارس به جاي برخورد با اين عمل زشت دست به توجيهات مختلف زده و بعضاً از طرف اشخاص معلوم الحالي همچون حداد عادل به ماستمالي و هشدار دادن به ملت آذربايجان اقدام گرديد. اما مطمئناً مدنيت و بالا بودن فرهنگ ملت آذربايجان بدان معني نبود كه در مقابل بي حرمتي ها سكوت اختيار كند و اين صبر زماني داشت، كه نهايتاً حماسه خردادماه 1385 صورت گرفت. حماسه اي كه بازهم ملت آذربايجان قسمتي از اقتدار مدني خويش را به نمايش گذاشت. حال نيز مظلوميت آذربايجان و صبر آن و فرزندان آن (طرفدران تراختور) تا حدي مي باشد كه كسي از خط قرمزهاي آنها نگذرد. لذا باز هم تاكيد مي شود كه توهين هاي مذكور خارج از حوزه فوتبال بوده و قوم پارس، حاكميت و روشنفكران پارس بايد بدانند كه ادامه چنين حركتهاي فاشيستي از برخي انسان نماها عواقب بسيار بدي را خواهد داشت و هميشه اين موضوع آويزه گوش كساني باشد كه گدايي پيوستن آذربايجان به جنبش هاي مثلاً دموكراسي خواهي در ايران را در سر دارند اينها بايد اول ادبيات خود را تغيير داده و به اصول واقعي دموكراسي و همزيستي آشنا باشند و سپس انتظار ياري از آذربايجان را داشته باشند. اينها بايد بدانند رشد فاشيزم و پان فارسيزم عملاً در بازي اخير كاملاً مشهود بود و اين تقصير طرفداران بيچاره و كم شعور!! پيروزي نبود بلكه دستهاي پشت پرده بايد قطع گردند.

 

6/5/1389

آيتان تبريزلي (آذراوغلو)