Add Durna to your favorites
 
   |  آرشيو   ا   ادبيات  ا  اوشاق  ا  قادين   ا   رئداكتوردان      
 

اعتصاب بازار
و سیاسی بودن خواسته های بازار تبریز

 

ماشااله رزمی

 

 

اعتصاب بازار تبریز وارد دومین هفته خود شده وعلیرغم توافق دولت با بازاریان تهران اعتصاب بازار تبریز همچنان ادامه دارد و علاوه بر بازار سرپوشیده که بزرگترین بازارسرپوشیده دنیاست به تمام مناطق تجاری شهر تبریز نیز گسترش یافته است. اعتصاب در اعتراض به افزایش ۷۰ درصد مالیات های مستقیم شروع شده ولی بسرعت سیاسی شده است و بیانیه های مختلف بازاریان نشانگر خواسته های سیاسی، اقتصادی و ملی آنهاست.
بازار تبریز در قیام ۱۹ بهمن ۱٣۵۶ تبریز وانقلاب سراسری ۱٣۵۷ نقش بسیار بالائی داشت و بهمین خاطر در همان زمان بازاریان همراه با مردم برای دفاع از منافع ملی آذربایجان پشت سرآیت اله شریعتمداری قرارگرفتند و با ولایت فقیه واصل ۱۱۰ قانون اساسی که به اختیارات ولی فقیه مربوط است مخالفت کردند و به قانون اساسی رای ندادند بهمین جهت حزب اله بخش بزرگی از بازار تبریز را آتش زد و بازاریان تبریز را بعنوان ضدولایت فقیه بشدت سرکوب نمود. جنبش طرفداران آیت اله شریعتمداری در آذربایجان متکی به حمایت یکپارچه بازار تبریز بود و بعد از سرکوبی خونین جنبش توسط پاسداران اعزامی از مرکز واعدام دسته جمعی رهیران و سازمانگران جنبش طرفداران شریعتمداری، حکومت مرکزی آذربایجان را از نظراقتصادی در محاصره اعلام نشده نگهداشت و با تمام قوا کوشید تا بازار تبریز را که کانون قیام علیه حکومت خودکامه خمینی شده بود به زانو در آورد و ناتوان از سازماندهی مجدد اعتراض و اعتصاب نماید.
سی سال پیش مخالفت مردم آذربایجان با اصل ولایت فقیه در خون خود غرق شد امااکثریت کسانی که در آنروزها پیروان خط امام نامیده می شدند اکنون متوجه شده اند که این اصل قرون وسطائی عامل اصلی عقب ماندگی و دیکتاتوری دینی بوده و باعث ریخته شدن خون صدهاهزارنفر از فداکارترین انسانهای مملکت شده است یعنی آنهائی که بعنوان جناح رادیکال حاکمیت اسلامی بعد از انقلاب آذربایجان را سرکوب کرده بودند تازه به درک مواضع سی سال پیش آذربایجان رسیده اند و سکوت آذربایجان نسبت به جنبش سبز را تا اندازه ای می توان در رفتار رادیکال های آنروزکه اکنون سبز نامیده میشوند ریشه یابی کرد.
بازار تبریز انگیزه کافی برای مخالفت با حکومت دیکتاتوری دینی دارد اما بازار تهران و اصفهان که با حمایت مالی و سیاسی خود جمهوری اسلامی را مستقر کردند چرا اکنو ن با آن مخالف شده اند؟
جواب به این سوال کلید درک اعتصاب بازاریان می باشد.

بعد از تاسیس سلسله صفویه که روحانیون شیعه بعنوان یک کاست قدرت و قشر اجتماعی سازمان یافته اند همیشه بین روحانیون و بازاریان یک پیوند محکم اقتصادی برقرار بوده است. معاش روحانیون و هزینه های مدارس دینی از طریق خمس و ذکات و مال امام که بازاریان پرداخت می کردند تامین می شد و بدینجهت روحانیت همیشه گوش بفرمان بازاریان و در خط تامین منافع اقتصادی آنها حرکت کرده است.
جنبش تحریم تنباکو در دوره ناصرالدین شاه که با فتوای میزای شیرازی درحرام بودن کشیدن چپق و قلیان شروع شد با حمایت بازاریان آنروز که مخالف انحصار خرید وفروش تنباکو توسط کمپانی های خارجی درایران بودند به پیروزی رسید و ازآن به بعد در تمام انقلاب ها روحانیون به خواست بازاریان مردم را به قیام و انقلاب فراخوانده اند. در انقلاب سال ۱٣۵۷ نیز «هیئت های موتلفه اسلامی بازار تهران» خمینی را سخنگوی خود می دانستند و خواسته های خود را از زبان خمینی بازگوئی می کردند.
بعد از استقرار جمهوری اسلامی و بقدرت رسیدن روحانیون رابطه اقتصادی تاریخی روحانیت و بازار برعکس شد و روحانیون که به مقام های ریاست جمهوری، وزارت، وکالت و ریاست ارگانهای سیاسی، اقتصادی و نظامی رسیده بودند دیگر نیازی به خمس و ذکات بازار نداشتند و ندارند و بخصوص بعد از ولی فقیه شدن علی خامنه ای سازمان روحانیت تماما دولتی شد و بودجه های کلان برای مدارس دینی و تبلیغات اسلامی و روحانیون دولتی اختصاص یافت و اکنون روحانیون شیعه در ایران به چنان قدرت و ثروتی دست یافته اند که تاریخ نظیر آنرا ندیده است و بهمین جهت دیدیم که در جنبش سبز فقط روحانیون رانده شده از قدرت طرف مخالفان را گرفتند و دویست هزار روحانی صاحب مقام یکصدا به ولی فقیه لبیک گفتند. کسانی که ساده لوحانه از روحانیون می خواهند که به مخالفت با خامنه ای برخیزند به منافع مادی و ثروت های افسانه ای روحانیون فکر نمی کنند. همین ثروت و مکنت بوده است که مراجع شیعه را وادار کرده با زیر پا گذاشتن سنت همیشگی شیعه که مراجع را مستقل می شناسد و پیروی مجتهد از یک مجتهد دیگر را حرام می داند برخلاف اعتقاداتش عمل کند زیرادر نظام «ولایت مطلقه فقیه» تمام مراجع مجبورند برای حفظ امتیازات و قدرت و منصب خود از ولی فقیه اطاعت کنند.

روحانیت در پیوند همه جانبه با سپاه اکنون تمام اقتصاد کشور را در قبضه قدرت خود دارد و تمام صادرات و واردات و فروش نفت و گاز توسط آقازاده ها و مباشران روحانیون انجام می گیرد و بازاریان مجبورند برای شرکت اندک در امر تجارت دست بدامان روحانیون بشوند. بزبان ساده اگر قبل از انقلاب اسلامی روحانیون وابسته به بازار بودند اکنون این بازاریان هستند که به روحانیون وایسته شده اند و بدون اجازه آنها زندگی شان فلج می شود و این وارونه شدن رابطه بازار و روحانیون بازار را تضعیف کرده و نهایتا در موضع مخالف روحانیت قرار داده است. اگر بازار درانقلاب ۱٣۵۷ با حمایت کامل از حکومت اسلامی وارد کارزار سیاسی شد و با بقدرت رساندن روحانیت نقش ارتجاعی بازی کرد اکنون منافع اش ایجاب می کند که مخالف سلطه روحانیت بر اقتصاد و سیاست باشد و دیر یا زود مجبور خواهد شد با حکومت اسلامی رودر رو قرار بگیرد آنگاه تاریخ تکرار خواهد شد و بازاریان درست مانند دوران مشروطیت نقش مترقی در مبارزه با استبداد بازی خواهند کرد و منطق حکم می کند که بازار تبریز بخاطر پیشگامی اش در مخالفت و مبارزه با ولایت فقیه رهبری این مبارزه ضداستبدادی را بعهده بگیرد.

در اوایل انقلاب وقتی که جناح چپ اسلامی بخاطر ضرورت های جنگ نوعی اقتصاد دولتی را سازمان می داد بازاریان ناراضی نسبت به اقدامات دولت نارضایتی نشان می دادند و خمینی در یکی ازسخنرانی هایش گفت «مصیبتی بالاتر از این نیست که بازار هم ناراضی بشود» اکنون این مصیبت دامن حکومت ولایت فقیه را گرفته است. اقتصاد ایران بخاطر تک محصولی بودن یک اقتصاد تجاری است و نه تولیدی بدینجهت اعتصاب بازار براحتی می تواند اقتصاد کشور را مختل نماید و زمینه را برای اعتصابات کارگری و کارمندی فراهم سازد. بویژه که اختلافات درون حکومت در اوج است و این اختلافات در آغاز اعتصاب بازار تهران بی تاثیر نبوده است و جنبه سیاسی مخالفت با دولت را داشته است.

بدینسان با تحلیل تئوریک رابطه بازار و روحانیت اکنون می توان گفت که مساله افزایش مالیات های مستقیم فرعی بر اختلافات اصلی بازار وروحانیون سوار بر مرکب قدرت است. در حال حاضر تنها بخش ناچیزی از بازاریان که در قدرت و حکومت شریک هستند و سرپرستی اطاق های بازرگانی و ریاست تشکل های صنفی را دراختیار دارند و خود را نماینده بازاریان معرفی می کنند از وضعیت موجود راضی هستند ولی اکثریت قاطع بازاریان انحصار اقتصاد در دست بنیادهای زیر نظر روحانیون و مافیای نظامی – صنعتی سپاه را بر نمی تابند و ناراضی هستند و در عین حال مورد لعن و نفرین مردم هم هستند که می گویند: بازار روحانیون را بقدرت رساند و مملکت را بفلاکت انداخت.

بازاریان دلایل زیادی برای مخالفت با حکومت دارند و بیشتر از همه از انحصاری شدن اقتصاد در دست سپاه و بنیادها ناراضی می باشند. از طرف دیگر سیاست های بی برنامه دولت احمدی نژاد و عدم کاآئی دولت باعث رکود اقتصادی بی سابقه ای شده است قدرت خرید مردم بشدت پائین آمده و کسادی مزمن بازار را به ورشکستگی می کشاند. سیاست های ماجراجویانه دولت امنیت اقتصادی را بکلی از بین برده و عدم ایجاد اشغال و سرمایه گذاری آینده تاریکی برای اقتصاد کشور رقم زده است. آثار تحریم های بین المللی در تمام رشته های اقتصادی نمایان شده است و بدتر از همه وحشت از جنگ و حمله نظامی و تخریب زیر بناهای صنعتی و اقتصادی هر تاجر دوراندیشی رابه چاره اندیشی وا می دارد. یک سوم واردات کشوراز طریق قاچاق انجام می گیرد و سپاه پاسداران با تحت کنترل داشتن شصت گمرک و بندر، قاچاق را سازمان می دهد و فرماندهان فاسد سپاه چون می دانند که مردم حامی حکومت نیستند و دیر یا زود وضع تغییر خواهد کرد لذا هرچه را که در داخل غارت می کنند در خارج سرمایه گذاری می نمایند تا بعد از رانده شدن از قدرت ثروتشان در امان باشد.

اعتراضات سال گذشته نیز در حرکت بازاریان بی تاثیر نبوده است. بازاریان که در رابطه با مردم هستند آشکارا شاهد بوجود آمدن دره عمیقی بین مردم و حکومت هستند. جمهوری اسلامی درعمل نشان داد که بهیچوجه اصلاح پذیر نیست. حکومت تنها به اتکاء پول نفت و سرنیزه پاسداران سرپا مانده است و رسما اعلام کرده است که مشروعیت جمهوری اسلامی به خواست مردم بستگی ندارد واین اتمام حجت با مردم بوده یعنی مردم درجمهوری اسلامی فقط تکلیف دارند ونه حقوق و بدینسان نارضایتی داخلی و انزوای بین المللی و تحریم های اقتصادی چشم انداز ادامه وضع موجود را تیره و تار ساخته است و از این به بعد باید منتظر اعتراضات و اعتصابات بزرگ بود.

بازار پاشنه آشیل جمهوری اسلامی و اصلی ترین پایگاه اجتماعی روحانیون بوده است و بدینجهت طی سی سال گذشته حکومت کوشیده است باشکال مختلف از پیوستن بازاریان به صف مخالفان جمهوری اسلامی جلوگیری کند و نقش سیاسی بازار سنتی را از یین ببرد. ولی ایجاد فروشگاههای زنجیره ای و ساختن پاساژهای تجاری عظیم دوراز منطقه بازار نتوانسته است نقش سیاسی بازار سنتی را خنثی کند و قیمت ها همچنان در بازار سنتی تعیین می شود و اکنون وضعیت بد اقتصادی و چپاول بی حساب ثروت مملکت توسط صاحبان قدرت و طبقه تازه بدوران رسیده صدای بازار را درآورده است. اعتصاب فعلی ممکن است با عقب نشینی دولت درامر مالیات خاتمه یابد اما اختلافات اصلی همچنان پابرجا خواهدند ماند و بار دیگر به بهانه ای دیگر مطرح خواهند شد. طی یکصد و پنجاه سال گذشته اعتصابات عمومی و سراسری همیشه از بازار شروع شده و دولت یا رژیم را ساقط کرده است این قانون همچنان در ایران معتبر است و دلیلی وجود ندارد که این بار نیز اعتصابات فلج کننده سراسری از بازار شروع نشود.

علاوه بر دلایلی که برای نارضایتی همه بازاریان گفته شد بازار تبریز خواسته های ملی و فرهنگی نیز دارد و انگیزه آنان بسیار بیشتر از بازاریان تهران و اصفهان است. در اعلامیه هائی که طی ده روز گذشته از طرف بازاریان تبریز پخش شده خواسته هائی نظیر رسمی شدن زبان ترکی آذربایجانی وآزادی استفاده از نام های ترکی برای تابلوی مغازه ها، عنوان شرکت ها و همچنین نام کالاهائی که در آذربایجان تولید می شود، ایجاد اتحادیه های صنفی مستقل غیروابسته به حکومت، جلوگیری از دخالت های سپاه و بسیج در کارهای اقتصادی و عدم تعیین مدیران غیربومی برای کارخانجات و همچنین پایان دادن به جو پلیسی وامنیتی در آذربایجان و آزادی فعالین مدنی آذربایجان که بخاطر دفاع از هویت فرهنگی خود زندانی شده اند در اکثر اعلامیه ها قید شده است. بازاریان تبریز می گویند ما حاضر نیستیم مالیات اضافه بدهیم تا دولت با پول ما زندان بسازد و فرزندان ما را هر روز بیشتراز روز قبل زندانی کند.

انعکاس شعارهای حرکت ملی آذربایجان در اعلامیه های بازاریان تبریز نشانه عمومی شدن خواسته های ملی است. تجربیات جهانی نشان می دهد هر جا در حرکت های ملی، بورژوازی ملی قدم پیش گذاشته است پیروزی آن حرکت ملی را تضمین کرده است بدین خاطر فعالین حرکت ملی آذربایجان توجه خاصی به اعتصاب بازار دارند.

ماشااله رزمی ۱۷ ژویه ۲۰۱۰ - پاریس