Add Durna to your favorites
 
   |  آرشيو   ا   ادبيات  ا  اوشاق  ا  قادين   ا   رئداكتوردان      
 

 

 

دکتر علیرضا نظمی افشار 

 

خواهران و برادران عزیزم
روی سخنم با شما ترکان شریف ایران است.
منطقه خاورمیانه، خصوصا ایران، آبستن حوادثی اجتناب ناپذیراست و برغم تمام ناروائی ها و بیشرمی های تاریخی که در صدسال گذشته در این سرزمین بر ما روا شده، خواهی نخواهی سرنوشت آن با سرنوشت ما بهم تنیده است.
ولی، بناحق نیست اگر اعتراف کنیم که نه تنها، گاها این ناروائی ها نتیجه اشتباهات خود ما بوده است، بلکه خودی ها نیز، در هر شکل و لباس واعتقادی که بوده اند، در تحمیل آن ناروائی ها بر ما رل عمده ای بازی کرده اند.
 تحلیل این امر در این مقال کوتاه نمیگنجد و من فقط بدین سخن اکتفامیکنم که دشمن، همیشه بنوعی، و اغلب موذیانه، از صفاتِ تحریک پذیری وعدالت خواهی ما سوء استفاده و از صداقت،  نیرو، و شجاعتِ ما، استفاده ابزاری نموده است. تاریخ هزارساله اخیر ما مشحون ازحوادثی است که با این دغلبازی ها رقم خورده و همیشه، و بدون استثنا، سرنوشت ما، بعد از این حوادث، ناگوار تر از آغاز آن بوده است.  ما یلدغ المومن من حجر واحد، مرّتین. انسان با ایمان از یک سوراخ سنگ، دو باز گزیده نمیشود.

در مورد حرکت سبز سخن میگویم
 

بدیهی است که ما هر حرکت عدالت جویانه و آزادی خواهی را حمایت و هر نوع سرکوب و خشونت را محکوم میدانیم. اما، حرکت سبز ایران نه مسئله ماست نه موضوعیتی با ما دارد و نه درمانی برای دردهای ما در مدِ نظر.
1 - حرکت سبز ایران یک حرکت دموکراسی خواهی نسبی و انتخابی است که مربوط به طبقه ای از ملت فارس و مسلما در محور  حفظ منافع ملی فارس زبانان و آریا مداران است. طراحانِ این حرکت حتی برای خالی نبودن عریضه هم که شده، از حقوق هفتاد در صد ملل اسیر و تحت ستم ایران  سخن نمیگویند چون چنان با آن مخالفند که حتی تقیه را هم در آن روا نمیدارند.
2 – حرکت سبز نماینده سرمایه داری فارس است ومسلما، منافع و مصالح اقتصادی ترکان ایران در آن ملحوظ نیست.
3 – رهبران حرکت سبز در زمینه های نژادپرستی آریائی و تفکرات آپارتاید، وارثان صادق تفکرات آریامهری و رضاخانی هستند.
4 – رهبران حرکت سبز  سرکوبگرانِ حرکت معقول، و منطقیِ خلق مسلمان بزعامت حضرت آیت الله العظمی شریعتمداری بودند و در خرداد سال 85 حرکت ملی ومدنی ما را بایکوت کردند.
5 – ترکان ایران و در راس آن مردم آزربایجان، خاطرات تلخی از مشارکت در مبارزات سراسری دارند.  بارزترین آن مبارزات مشروطه است که ما را، بنام عدالت خانه بمیدان کشیدند، و ترکان را، بدست خود، از حاکمیت و دولتمداری خلع، و زمینه انتقال قدرت و سلطنت هزار ساله ترکان را با کودتایی مسخره، به رضا خان آماده نمودند.
6 – اعتماد ملی ما برای همکاری با نژادپرستان و متجاهرین به راسیسم، به صفر رسیده است.
7 – رهبران حرکت سبز، توافق نهائی خود را با رهبری شوونیزم آریائی لوس آنجلس بانجام رسانیده اند. در هر حال چه شکست بخورند و چه به تعویض دولت دست یابند و  چه  به سقوط رژیم نایل آیند، فقط افراد والبسه ظاهری آنها دگرگونه خواهد بود، تفکر همان نژادپرستی و ترک ستیزی است.
8 – آنهائی که میخواهند شورش و نا امنی را با عناوین"آزربایجان قهرمان" و "آزربایجان مبارز" به سرزمین آزربایجان که قلب و مغز ترکان ایران است، بکشانند، علاوه بر استفاده ابزاری، قصد تخریبی بمنظور جلوگیری از مراجعت سرمایه ها به آزربایجان را دارند.  سرمایه امنیت میخواهد و از نا امنی و تزلزل بیزار و هراسان است.  زنها اگر یکبار دیگر به این انتحار اقتصادی دست یازیم.
9 – سفسطه متداول که میگویند اگر ما قاطی نشویم عقب میمانیم، چنان بی اعتبار و باطل است که  به یک اعدامی بگویند اگر همکاری کنی بنفع تست.
این نگرانی، بیهوده است، چرا که ما از مشروطه ای که آنرا احیا و استبداد صغیر را شکستیم چه دیدیم، هنوزازتیر یپریم ارمنی، و زخم پای ستار خان در قلوب ما خونابه روانست و مزار آن راد مرد، بدور از سرزمینش، غریبانه میگرید.  در انقلاب اسلامی پرچمدار بودیم و بار اول مجسمه های آریا مهر را برزمین کشیدیم و گفتیم "بیز بو شاهی ایسته میریخ والسلام"، چه شد؟
توفیق ما در سکوت پر طنین ماست. گوشهای کر دنیا ودنیامداران، برای اولین بار ما را با سکوت ما شنیدند ودر صفحه رادارهای خود دیدند.  هر حرکتی این صحنه را بهم خواهد زد.
بازیگران واقعی موج سبز، چه آنهایی که زیرکانه دستی در دست لوس آنجلسیان دارند و سری به تعظیم در برابر رهبر، و چه آنهایی که  محتاطانه در مرزهای خط قرمز رژیم پرسه میزنند، باید بدانند که در ایران هیچ اتفاقی اساسی روی نداده و نخواهد داد مگر ترکان ایران، آزربایجان و خاصه تبریز همیشه قهرمان، بر آن مقصد باشند.
آنهایی که سربلندی آزربایجان را حتی در میادین ورزش بر نمیتابند، و توپ قهرمانان تیم تراختور چون گلوله ای دنیایشان را بر هم میکوبد چه گستاخند اگر برای تحمیق ترکان ایران از دموکراسی و آزادی حرفی بر زبان آورند.
تاریخ، برای ما مجالی مجدد، برای ناله و زاری و گله از این وآن در آستین ندارد. اگر خطا کنیم، خود کرده ایم و خود کرده را تدبیر نیست.
در ورای چنان اشتباهی، نابودیِ هویت، موجویت و فنای  ملی ماست والسلام